می گوید: آفرین که به پسرت میدان می دهی.

می گویم: خودم هم در بچگی همه دیوارهای سالن پذیرایی را به تسخیر درآورده بودم، با این تفاوت که پدرم همه خط خطی هایم را قاب می گرفت و بعد به دیوار می آویخت!