ما-زن هایی که در قالب خودمان نمی گنجیم- هر روز صبح پاشنه مان را می کشیم و سبیل مان را پشت لبمان می چسبانیم و شیرجه می زنیم توی روزمان. 

تمام روز حواس مان هست که چسب سبیل مان وا نرود، اگر هم شل شد می رویم جلوی آینه سرویس بهداشتی محکم ترش می کنیم.

مردانه کار می کنیم، مردانه حرف می زنیم، مردانه تصمیم می گیریم. انگار که هیچ وقت زن نبوده ایم. 

نمی رنجیم. اگر هم رنجیدیم به خودمان نهیب می زنیم که "دنیای کار رنجیدن برنمی دارد"

وقتی وارد بازی بازار شدیم، دیگر هیچ کس با من و شما شوخی ندارد. قاعده یک چیز است: بخور یا خورده شو. فقط روش ها فرق دارد، یکی با قاشق بستنی خوری طلایی نگین دار می خورد، آن یکی با بیل!

 

عصر که بچه را از مدرسه برمی داریم، زندگی جدیدمان شروع می شود. سی دی "آموزش بازاریابی حرفه ای" -لابد-  از ضبط ماشین درمی آید و سی دی اتوبوس قرمز جایگزین می شود و با بچه دست می زنیم و شعر دریا را با صدای بلند می خوانیم.

توی خانه هم که گفتن ندارد.....

دم در سبیل مان را می کنیم و در حالی که هنوز رد قرمزی چسب سیبیل از روی صورتمان محو نشده، یک لبخند مادرانه روی لبمان می چسبانیم و شیرجه می زنیم، اینبار توی آشپزخانه.

لابد آن وسط ها یک تلفنی هم به آقای خانه می کنیم  تا نظرش را برای شام و ناهار فردا جویا شویم و در حالی که داریم دانه برنج روی کفگیر را چک می کنیم_ انگار که در دنیا کاری مهم تر از مهندسی دم کردن برنج نباشد_ مشق بچه که دفتر و دسکش  روی میز آشپزخانه ولو شده را نگاه می کنیم که مبادا "ب" را زیادی کشیده باشد.

همان موقع هاست که یک پیامکی هم به شاباجی مان می زنیم و برای ناهار جمعه دعوتش می کنیم.

البته، پخت کیک مخصوص نیم روز فردا هم فراموش نمی شود. و این همان وقتی است که اهل خانه یک ساعت است خوابیده اند و ما حواس مان هست که در اتاق ها را ببندیم تا صدای همزن، کسی را بیدار نکند.

آخر شب، با آوای جیرجیرک ها یک مسواک هول هولکی به دندان هایمان نشان می دهیم و به زور خودمان را تا بالشتمان می رسانیم. تازه اگر بین راه یادمان نیاید که تمیز کردن لکه آبِ سمتِ راستِ شیرِ توالت فرنگیِ حمام  را از قلم انداخته ایم.

در نهایت، بین زوق زوق کف پا و تیر کشیدن کمر، داریم به  جلسه فردایمان با آقای ایکس و هماهنگی نمایشگاه  و نوبت چشم پزشکی بچه  و خرید مهمانی جمعه فکر می کنیم که بیهوش می شویم....

 

 

 

 

 

 پی نوشت: ما زن هایی که این مسیر را انتخاب کرده ایم، اجبار نداشته ایم و دل خواسته توی این زندگی شیرجه زده ایم. احتمالا اگر در راه دیگری قرارمان دهند، پلاسیده می شویم.